تبلیغات
Web City Me - داستان-12

به نام خداوند مهرآفرین

به وبلاگ ما خوش آمدید

مشاهده مطالب

http://madrese1234.mihanblog.com/post/42

موضوعات و سایت های برگزیده

داستان-12

ادبیات-داستان های آموزنده


من و همسرم مسئول هتل هستیم. روزی خانواده ۶ نفره ای به هتل ما آمدند. هربار که آن‌ها را در لابی می‌دیدم مشغول خنده بودند! سر صحبت را که با آن‌ها باز کردیم گفتند: ” خانه ما روز گذشته در آتش سوخت ولی خدا را شکر هیچ کدام از ما آسیب ندیدم و همین بزرگ‌ترین دلیل برای لبخند زدن است”.

نظرات

  1. erectile examination http://viagralim.us erectile examination !
    I have been browsing online more than 3 hours today, yet I never found any interesting article like yours. It is pretty worth enough for me. In my opinion, if all site owners and bloggers made good content as you did, the net will be much more useful than ever before.

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر